پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت، ۱۴۰۵ در فصل بهار هستیم. سال اسب است و نام فلکی این ماه ثور است.

آنالیز سن و تاریخ تولد شما

تاریخ تولد:   ۱۰ تیر، ۱۳۶۰

تاریخ تولد شما به میلادی تولد میلادی 1981 ، July 1 می باشد.
تاریخ تولد شما به هجری قمری تولد هجری قمری 1401 شعبان 28 می باشد.
سن شما سن دقیق شما امروز ۴۴ سال، ۱۰ ماه و ۲۰ روز است.
شما امروز ۱۶,۳۹۵ روزه سن شما به روز هستید.
شما در روز چهارشنبه و در فصل تابستانگفصل تولد شما به دنیا آمدید.
شما در سال خروس متولد شدید و نماد ماه تولدتان هم سرطان است.
۴۱ روز دیگر تولد تولد بعدی شما شماست.
قلب قب شما تابحال تپیده است؟شما تا حالا تقریباً
8
8
8
2
8
2
,8
0
8
4
8
2
,8
6
8
4
8
1
2
3
بار در مجموع تپیده است.
شما در مجموع تقریباً
8
2
8
0
8
0
,8
3
8
1
8
1
,8
0
8
8
8
6
7
بار نفس چند بار تا بحال نفس کشیده اید؟ کشیده اید.
از وقتی بدنیا اومدی تا الان ماه گردش ماه از تولد شما ۶۰۰ مرتبه به دور زمین چرخیده است.
وقتی بدنیا اومدی جمعیت حمعیت جهان تقریبی جهان ۴,۷۳۶,۶۳۷,۱۸۸ نفر بود.
در حال حاضر جمعیت جمعیت فعلی جهان زنده جهان
8
7
,8
3
8
8
8
4
,8
2
8
7
8
1
,8
2
8
4
5
8
7
8
9
0
1
نفر می باشد.
چقدر تا بحال خواب بوده اید؟ شما تا بحال ۱۳۲,۱۴۳ ساعت خوابیده اید.
شما تا امروز ۲۳,۲۸۰ ساعت در حال غذا خوردن چقدر تابحال غذا خورده اید؟ بوده و میزان ۱۹,۶۷۴ کیلوگرم غذا در ۴۹,۱۸۵ وعده غذا خورده اید.
سنگ ماه تولد شما : گارنت گارنت

افراد معروف متولد ۱۰ تیر

بازیگر
مهدی پاکدل
۱۳۵۹

وقایع مهم دوران زندگی شما

دوران نوزادی

۱۱ مرداد، ۱۳۶۰
پیروزی محمدعلی رجایی با بیش از ۱۳ میلیون رأی در دومین دوره انتخابات ریاست جمهوری (۲ ماهگی)
۲۶ آبان، ۱۳۶۰
سالروز شکست حصر سوسنگرد قهرمان. (۵ ماهگی)
۳ خرداد، ۱۳۶۱
آزادی خرمشهر، طی عملیات بیت‌المقدس پس از ۵۷۸ روز، خرمشهر را که توسط نیروهای عراقی اشغال شده بود، آزاد ساخته و مسیر جنگ ایران و عراق را تغییر دادند. (۱۱ ماهگی)

دوران کودکی

۱۹ آذر، ۱۳۶۱
برگزاری انتخابات نخستین مجلس خبرگان رهبری. (۱ سالگی)
۲۷ تیر، ۱۳۶۷
پذیرش قطعنامهٔ ۵۹۸ شورای امنیت از سوی ایران (۷ سالگی)
۲۷ مرداد، ۱۳۶۷
برقراری آتش‌بس میان ایران و عراق (در ساعت ۶:۳۰ بامداد) (۷ سالگی)
۲۹ مرداد، ۱۳۶۷
پایان جنگ ایران و عراق پس از هشت سال (۷ سالگی)
۱۳ خرداد، ۱۳۶۸
درگذشت آیت الله خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی در ایران (۷ سالگی)
۱۲ مرداد، ۱۳۶۸
پیروزی اکبر هاشمی رفسنجانی در پنجمین دوره انتخابات ریاست جمهوری (۸ سالگی)
۲۶ مرداد، ۱۳۶۹
بازگشت آزادگان جنگ تحمیلی به میهن (۹ سالگی)
۱۸ آذر، ۱۳۷۰
معرفی عراق به عنوان آغازگر و متجاوز و مسئول جنگ بر علیه ایران توسط سازمان ملل متحد (۱۰ سالگی)
۱۲ مرداد، ۱۳۷۲
پیروزی اکبر هاشمی رفسنجانی در ششمین دوره انتخابات ریاست جمهوری (۱۲ سالگی)
۱۲ اردیبهشت، ۱۳۷۳
پیروزی نلسون ماندلا رهبر کنگرهٔ ملی آفریقا در نخستین انتخابات آزاد ریاست‌جمهوری در آفریقای جنوبی (۱۲ سالگی)

دوران نوجوانی

۱۲ مرداد، ۱۳۷۶
پیروزی سید محمد خاتمی در هفتمین دوره انتخابات ریاست جمهوری (۱۶ سالگی)
۸ آذر، ۱۳۷۶
تساوی ۲-۲ فوتبال ایران با استرالیا در ملبورن و صعود ایران به جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه (۱۶ سالگی)

۲۰ سالگی به بعد...

۱۱ مرداد، ۱۳۸۰
پیروزی سید محمد خاتمی در هشتمین دوره انتخابات ریاست جمهوری (۲۰ سالگی)
۲۰ شهریور، ۱۳۸۰
حملهٔ تروریستی ۱۱ سپتامبر به آمریکا که در آن نزدیک به ۳۰۰۰ نفر کشته شدند. (۲۰ سالگی)
۲۵ اردیبهشت، ۱۳۸۲
توقف تولید خودرو پیکان (۲۱ سالگی)
۵ دی، ۱۳۸۲
زمین‌لرزه بم به شدت ۶٫۶ ریشتر (۲۲ سالگی)
۳ تیر، ۱۳۸۴
برگزاری مرحله دوم نهمین دورهٔ انتخابات ریاست‌جمهوری و انتخاب محمود احمدی‌نژاد به ریاست جمهوری ایران (۲۳ سالگی)
۱۲ مرداد، ۱۳۸۴
پیروزی محمود احمدی نژاد در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری (۲۴ سالگی)
۴ اسفند، ۱۳۸۴
آغاز به کار فروشگاه اینترنتی دیجیکالا (۲۴ سالگی)
۲۳ شهریور، ۱۳۸۵
سفر انوشه انصاری به‌عنوان اولین زن گردشگر فضایی به دور مدار زمین (۲۵ سالگی)
۹ دی، ۱۳۸۵
اعدام صدام حسین دیکتاتور عراق (۲۵ سالگی)
۴ تیر، ۱۳۸۶
سهمیه‌ بندی سوخت در ایران (۲۵ سالگی)
۱۳ آبان، ۱۳۸۷
باراک اوباما، به عنوان اولین سیاه‌پوست، رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا شد. (۲۷ سالگی)
۶ اسفند، ۱۳۸۷
ارائه اولین نسخه از پیام‌رسان واتس اپ (۲۷ سالگی)
۱۳ خرداد، ۱۳۸۸
معرفی بیت کوین (اولین رمز ارز دنیا) (۲۷ سالگی)
۱۲ مرداد، ۱۳۸۸
پیروزی محمود احمدی نژاد در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری (۲۸ سالگی)
۲۸ آذر، ۱۳۸۸
اجرای قانون هدفمندی یارانه ها (۲۸ سالگی)
۴ اسفند، ۱۳۸۸
دستگیری عبدالمالک ریگی (۲۸ سالگی)
۱۴ مهر، ۱۳۸۹
راه اندازی نسخه نخستین اینستاگرام (۲۹ سالگی)
۱۹ دی، ۱۳۸۹
سقوط پرواز شماره ۲۷۷ ایران‌ایر در ارومیه و کشته شدن ۷۷ نفر. (۲۹ سالگی)

۳۰ سالگی به بعد...

۸ اسفند، ۱۳۹۰
کسب نخستین جایزه اسکار سینمای ایران توسط فیلم جدایی نادر از سیمین به کارگردانی اصغر فرهادی (۳۰ سالگی)
۱۲ مرداد، ۱۳۹۲
پیروزی حسن روحانی در یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری (۳۲ سالگی)
۱ بهمن، ۱۳۹۳
آغاز به کار اسنپ (۳۳ سالگی)
۲۳ تیر، ۱۳۹۴
توافق هسته‌ای ایران و گروه ۵+۱ (۳۴ سالگی)
۱۲ مرداد، ۱۳۹۶
پیروزی حسن روحانی در دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری (۳۶ سالگی)
۱۲ آبان، ۱۳۹۶
زمین‌لرزه کرمانشاه به بزرگی ۷٫۳ ریشتر (۳۶ سالگی)
۱۸ اردیبهشت، ۱۳۹۷
اعلام رسمی خروج آمریکا از برجام توسط دونالد ترامپ رئیس‌جمهور وقت ایالات متحده آمریکا (۳۶ سالگی)
۲۴ آبان، ۱۳۹۸
سهمیه بندی بنزین و 3 برابر شدن نرخ بنزین (از هزارتومان به سه هزار تومان) (۳۸ سالگی)
۱۳ دی، ۱۳۹۸
ترور سردار سلیمانی فرمانده سپاه قدس توسط حمله هوایی آمریکا در خاک عراق (۳۸ سالگی)
۱۸ دی، ۱۳۹۸
ساقط شدن پرواز شماره 752 هواپیمایی بین المللی اوکراین توسط شلیک اشتباهی پدافند سپاه و جان باختن 176 سرنشین پرواز (۳۸ سالگی)
۲۱ اسفند، ۱۳۹۸
شیوع بیماری کرونا در دنیا (covid-19) (۳۸ سالگی)

۴۰ سالگی به بعد...

۱۲ مرداد، ۱۴۰۰
پیروزی سید ابراهیم رئیسی در سیزدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری (۴۰ سالگی)
۲۴ مرداد، ۱۴۰۰
سقوط دولت اففانستان و تسلط طالبان به افغانستان (۴۰ سالگی)
۳۰ اردیبهشت، ۱۴۰۳
درگذشت سیدابراهیم رئیسی در پی سقوط بالگرد (۴۲ سالگی)
۲۳ خرداد، ۱۴۰۴
حمله اسرائیل به تاسیسات اتمی و نظامی (۴۳ سالگی)


روزهای مهم زندگی

۵۰۰ روزه شدن در تاریخ ۲۲ آبان، ۱۳۶۱

۱,۰۰۰ روزه شدن در تاریخ ۷ فروردین، ۱۳۶۳

۲,۰۰۰ روزه شدن در تاریخ ۱ دی، ۱۳۶۵

۵,۰۰۰ روزه شدن در تاریخ ۱۹ اسفند، ۱۳۷۳

۱۰,۰۰۰ روزه شدن در تاریخ ۲۶ آبان، ۱۳۸۷

۱۵,۰۰۰ روزه شدن در تاریخ ۴ مرداد، ۱۴۰۱

۲۰,۰۰۰ روزه شدن در تاریخ ۱۵ فروردین، ۱۴۱۵

۲۵,۰۰۰ روزه شدن در تاریخ ۲۱ آذر، ۱۴۲۸

۳۰,۰۰۰ روزه شدن در تاریخ ۲۹ مرداد، ۱۴۴۲

۳۵,۰۰۰ روزه شدن در تاریخ ۹ اردیبهشت، ۱۴۵۶

۴۰,۰۰۰ روزه شدن در تاریخ ۱۶ دی، ۱۴۶۹

در مقایسه با دیگران

حدود ۱۰۰,۰۰۰ نفر در روز تولد شما بدنیا آمدند که تقریباً ۹۲,۶۲۲ نفر هنوز زنده اند.


شخصیت شناسی متولدین تیر

تحت هیچ شرایطی فرد متولد تیرماه را دست نیندازید؛ متولدین تیرماه برای دست یابی و رسیدن به خواسته خود به دنبال عشق و محبت خالص، حقیقت و ابدی هستند. آنها از دریافت گل و هدایای مختلف لذت زیادی می برند؛ به آنها توجه زیادی نشان دهید؛ آنها از اینکه ساعات طولانی را با همسر یا عزیزان شان در محیطی صمیمی و گرم سپری کنند، خیلی به وجد می آیند. آنها عاشق خانه و خانواده شان هستند؛ همیشه تاریخ های مهم مثل سالگرد تولد، ازدواج یا اولین روز آشنایی تان را به یاد داشته باشید و به آنها هدیه بدهید. آنها دوست دارند مورد عشق و علاقه کامل دوستان خود قرار بگیرند. پس به آنها عشق بی قید و شرط بورزید و محبت کنید. آنها از دریافت کارت های تبریک در مواقع مختلف لذت می برند؛ هرگز و تحت هیچ شرایطی، آنها را دست نیندازید و سر به سرشان نگذارید چون ممکن است شوخی های شما را خیلی جدی بگیرند و احساسات شان خدشه دار شود. اگر موقعیت و شرایط مناسب در اختیار آنها قرار بگیرد، ممکن است برخی مواقع خاص تبدیل به افرادی اهل خدعه شوند. آنها روابط دوستانه تدریجی را ترجیح می دهد؛ همواره به اعضای خانواده آنها احترام بگذارید تا مورد احترام آنها قرار بگیرید.

نوستالژی های دهه شصتی ها

نوستالژی دهه 60
نوستالژی دهه 60
نوستالژی دهه 60
نوستالژی دهه 60
نوستالژی دهه 60
نوستالژی دهه 60
نوستالژی دهه 60
نوستالژی دهه 60
نوستالژی دهه 60

رفقای باحال، لطفاً آنالیز تولد را به دوستانتان معرفی نمایید و این لینک را به اشتراک بگذارید.


متولدین    ۱۰ تیر، ۱۳۶۰   الان در چه حالی هستن؟

حتما برای شما جالب است که از سرگذشت کسانی که تاریخ تولدشان دقیقاً با شما یکی است آگاه شوید! در ادامه سرگذشت هم تولدی ها را خواهید خواند. در صورت تمایل شما هم میتوانید سرگذشت خود را با هم تولدی ها به اشتراک بگذارید.


1 سال پیش سرگذشت هم تولدی

سلام . سمیرا هستم . دوران کودکی و نوجوانی خوبی داشتم و لذت لحظه لحطه زندگیم رو بردم و خصوصیات اخلاقی یه تیر ماهی رو کامل دارم الان کنار پدرم مشغول کار هستم و یه چرم دوزم و عاشق چرم دوزی سال ۸۶ ازدواج کردم و ثمره زندگیمون شده یه دختر مهربون که نفسش به نفسم بنده دخترم سانیا

2 سال پیش سرگذشت هم تولدی

سلام. کارخونه دارم. اخلاق یک تیر ماهی واقعی رو دارم. واقعا خاص هستیم. اگر اراده کنم به چیزی برسم دیگه باید برسم

4 سال پیش سرگذشت هم تولدی

سلام دوران ابتدایی خوبی داشتم دوران راهنمایی با سختی همراه بود و سال سوم را سه سال خواندم بالاخره داوطلب آزاد قبول شدم البته عقب ماندن از تحصیل به خاطر فرار از مدرسه بود ، با امید ورود به نظام تلاش کمی کردم نشد دوباره درس در سال۸۱ دیپلم گرفتم دوباره برای رفتن به نظام تلاش کردم نشد خدمت و بعد ۸ماه خدمت معافیت و دوباره در سال ۸۷وارد دانشگاه شدم و در این بازه کارهای مختلفی کردم کارگری ، معامله میوه و پاره وقتی در بسیج و کنتور خوانی و بازرس موقت استاندارد و نمایندگی ایران‌خودرو و خرید و فروش کتاب و روغن حیوانی و عسل و شراکت در کامیون و هیچکدام نتیجه نداد و دوباره پاره وقتی یک اداره با حقوق۱۶۰۰و ازدواج و یه فرزند دارم و دوباره سال ۹۴رفتم دانشگاه رشته حقوق و ۳ساله فارغ التحصيل شدم و امتحان وکالت شرکت کردم و فعلا بی هدف و نرسیده به آرزوهام هستم

4 سال پیش سرگذشت هم تولدی

سلام. من خانم هستم کودکی و نوجوانی خوبی نداشتم سن18 سالگی ازدواج کردم سال 80 وارد دانشگاه شدم سال 85 وارد آموزش و پرورش شدم. سه تا فرزند دارم زندگی خیلی سختی را پشت سر گذاشتم. هنوز هم سختی های زندگیم ادامه داره. دیگه هم به خوشی و راحتی نمیرسم ولی برای همه آرزوی سلامتی و شاد کامی دارم

4 سال پیش سرگذشت هم تولدی

سلام،جلال هستم،هیچ گوزی نشدم ولی از زندگیم راضی ام،خدارو شکر

4 سال پیش سرگذشت هم تولدی

سلام دوستان.بنده متولد۱۳۶۰/۴/۱۰ هستم و خدا دو شکر تا حالا از زندگی ام راضی هستم. من در سال ۱۳۷۷ هنگامیکه ۱۷ سال و ۶ ماه داشتم به استخدام نیروی انتظامی درآمدم با مدرک دیپلم ناقص با همان سیکل و سپس درسم را ادامه دادم و الان کارشناسی ارشد را در رشته علوم اجتماعی گرفتم و افسر هستم ان شاءالله خدا عمر طولانی و با برکت به بنده و همه ی متولدین تیرماه عنایت بفرماید.ان شاءالله

4 سال پیش سرگذشت هم تولدی

سلام به دوستای عزیزم خوشحالم که هممون به یک دوره مربوط میشیم،،اما واقعا سرگذشت ها خیلی متفاوته،من خیلی تنهایی کشیدم،مجرد هستم و یه عشق پنهان توی قلبمه،فقط میخوام برام دعا کنید بهم برسیم،بعد از اینهمه انتظار،ممنونم از همتون،دوستون دارم

4 سال پیش سرگذشت هم تولدی

سلام من سیروس هستم هم سن شما منم مثل شما توی ۶یا ۷سالگی دوران جنگ رو سپری کردم درسته روزهای سختی بود و لی خیلی ازش خاطره های بد و خوب دارم در سن ۱۹ سالگی بعداز گرفتن دیپلم رفتم سربازی اونجا هم سرباز معلم بودم دوران خوبی بود بعد وارد یه اداره ای شدم تازه کارمند شده بودم پسر دایی که خانوادگی میرفتن ترکیه زندگی کنن چون تنها دوست صمیمی من بود موقع رفتن منم به زور با خودشون برد ترکیه شهر آنکارا دوسالی اونجا باهم کار کردیم ولی دیدیم درامدمون خوب نیست تصمیم گرفتیم بریم آمریکا ایالت پرتلند الان هردومون که بعدا داداش کوچکتر اون (پسردایی کوچک من )هم اومد پیشمون سه تایی اینجا توی کار خرید فروش ماشین های اسپورت هستیم وباهم کار می کنیم و هیچکدوم هنوز ازدواج نکردیم اینم بود خاطرات من به هم سن سالهای عزیزم دوستون دارم مواظب خودتون باشید

4 سال پیش سرگذشت هم تولدی

درود ب همه ی هم سن و سالهای خودم چقدرجالب ک شمام همسن من هستید خانمی هستم مادر سه دختر بالاخره زندگی سختیه زیادی داشته واسم و همینطور خوبی و خوشی من برای شما بهترینها رو آرزو میکنم شمام برای من و دخترام دعا کنید مرسی دوستان عزیزم.

5 سال پیش سرگذشت هم تولدی

من تو سن ۲۲ سالگی شاغل شدم . در سن ۳۳ سالگی ازدواج کردم و در ۳۴ سالگی مادر شدم . خدا را شکر مادر یک دختر شاد و زیبا ب اسم ترمه هستم . فقط تمام آرزوم رسیدن و دیدن خوشبختی و شادی دخترم هست

5 سال پیش سرگذشت هم تولدی

لطفا حتما بخونید کودکی ونوجوانی بسیارسخت که خاطرهی خوشی ازآن دوران ندارم در14سالگی ازدواج و19سالگی مادرشدم وپدرم فوت شدوبعد ازازدواج تازه آغاز سختیهاو....28سالگی فوت مادرم 29سالگی دوباره مادر شدم ومن بودم تنهاوتنهابا کوهی از مشکلات اماروز عاشوراسال 99درکنارکرونا برکت واردزندگیم شدبا معنویات انس گرفتم وبا 14معصوم اخت شدم ونماز وقرآن ودعا شد تفریح وحال خوش وخلاصه تمام زندگیم والان دوست دارم 24ساعت زندگیم 25 ساعت باشه میخواهید بدونیدچجوری به این حال خوش رسیدم سخنرانیهای آقای رائفی پور رو با تمام وجودم گوش کردم با نیت رسیدن به بندگی خداوشیعه ی امام زمان واینکه بار روی دوش امام زمان نباشم وهرروزبتونم یه کار برای خوشال کردن امام زمان انجام بدم مثلا از شیطنت پسرم ناراحت نشم باورتون نمیشه انگار کائنات داره تلافی تمام اون سختیهارو درمیاره

5 سال پیش سرگذشت هم تولدی

باسلام به هم سالان و هم ماهان و هم روزان روزتولدم من اگه ازدوران کودکی که همراه باجنگ بود بگذرم باید بگم تو ۱۸سالگی مادرم دچارسرطان سینه شد همون سال نتونستم کنکور قبول بشم و درآستانه اعزام به خدمت بودم که توذخیره ها دررشته عمران قبول شدم و بعدازانمام دانشگاه کارشناسی نتونستم قبول بشم وبه درخواست مادرم سربازی هم نرفتم خلاصه اینکه متاسفانه سال ۸۵ مادرم فوت کرد و بعداز دوماه عقدکردم و بعدش معافیت پزشکی گرفتم سال ۹۰کارشناسی قبول شدم الان در ۳۹ سالگی درحوزه رشته تحصیلی ایم فعالیت دارم و یه دختر ۹.۵ساله کلاس چهارم دارم.ببخشیدطولانی شد

5 سال پیش سرگذشت هم تولدی

سلام و عرض ادب به همه تیرماهی های عزیز،سیامک هستم،،کوچک همه هم سن وسالهای خودم هستم ،متاهل هستم یه دختر ناز به اسم آیناز دارم خداروشکر تا حالا ،باخوبی وبدی گذشته،نصف بیشتر عمرمون رفت،فقط ازخدا برای همه،آخر عاقبت بخیری میخوام،ان شاءالله پاینده باشید،خاک پای همتونم

5 سال پیش سرگذشت هم تولدی

ممد جان دمت گرم چه حوصله ای داری باید کتاب مینوشتی. برادر چکیده بود خوبه

6 سال پیش سرگذشت هم تولدی

سلام دارم خدمت شما عزیزان بنده هم متولد ۶۰/۰۴/۱۰هستم ،در چهر سالگی به خاطر حمله عراقی ها(صدام لعین ) به شهرم آواره کوه و بیابان شدیم ،کلاس اول ابتدایی را در زیر چادر به سر بردیم ،کلاس دوم ابتدایی به خاطر پایه ضعیف درسی مردود شدم ،و از آن به بعد در حد متوسط درسی قرار گرفتم ،در سال ۷۹دیپلم گرفتم و همان سال وارد دانشگاه دولتی شدم در مقطع کاردانی و سپس به خدمت مقدس سربازی رفتم و بلافاصله بعد از سربازی به سر کار متناسب با رشته درسیم که عمران بودم رفتم ،در سال ۸۵ کارشناسی قبول شدم و همراه با کار درسم را میخواندم و بعد از اخذ مدرک کارشناسی وارد بازار کار متناسب با رشته ام شدم و در سال۸۸ازدواج کردم و به کارم ادامه دادم و اکنون نیز هم نماینده مردم در شواری اسلامی میباشم ،و برای هم سن و سال‌های عزیزم آرزوی سلامتی و پیروزی را دارم

6 سال پیش سرگذشت هم تولدی

تا ۲۰ سالگی خیلی خوش گذشت بعد که دیگه باید اینه برنامه ریزی کرد روز به روز بی حس و سخت شد الان هم حوصله هیچ چیزیا ندارم

6 سال پیش سرگذشت هم تولدی

احسنت به محمد آقا، من هم دقیقا هم سن شما و کپی سال تولد شما هستم.

7 سال پیش سرگذشت هم تولدی

سلام باتشکر از برنامه خوبتون جمال خیاطی هستم از بندر ماهشهر

7 سال پیش سرگذشت هم تولدی

آقا محمد واقعا سرگذشت تاثیر گذاری داشتین. خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم ممنون که با ما به اشتراک گذاشتین

7 سال پیش سرگذشت هم تولدی

سلام من محمد متولد 1360.04.10 هستم و میخوام چکیده ای از سرنوشت زندگیمو اینجا واستون تعریف کنم . مثل خیلیهای دیگه زندگی من هم همراه با فراز و نشیبهایی همراه بوده ک بخاطر پر تلاش بودن و اون حس خواستنی ک درون خودم داشتم همواره فرازهای زندگیم بیشتر از نشیبهاش بوده . من توی یک خانواده پر جمعیت و شلوغ بعنوان ششمین فرزند متولد شدم . یک خواهر و دوتا برادر کوچکتر از خودم هم دارم . آرایش خواهر و برادرها قبل خودم هم ب این صورته دوتا خواهر و سه تا برادر . پدر من کارمند و مادرم هم خانه دار بود، وضعت معیشتی نسبتا ضعیفی داشتیم و میشه گفت زندگی ب سختی میگذشت چون حقوق پدر م نهایتا 20 روز از ماه رو کفاف میداد . ولی من یادمه ک از همون کوچیکی بر خلاف برادر و خواهر های دیگرم زیاد خواه بودم و همه چی از پدر و مادرم میخواستم با وجود اینکه خیلی فشار روشون بود و گاها مقاومت میکردن ولی بخاطر لج بازیهای من نهایتا مجبور میشدن کوتاه بیان و تسلیم خواستهای من میشدن ( بمیرم واسشون حالا میفهمم ک چقد سخت بوده واسشون و من چقد اذیتشون کردم ) . دوران دبستان و راهنمایی وضعیت درسی مناسبی نداشتم تا جایی ک دوم راهنمایی رو دوساله شدم ولی تا دلتون بخواد فوتبالم خوب بود تا جایی که توی سن 14 سالگی به تیم ملی نوجوانان ایران دعوت شدم ولی بعلت اینکه تجدید داشتم و پدرم هم اصلا فوتبالی نبود این اجازه رو بمن نداد ک به تمرینهای تیم ملی برم با وجود پیگیریها فراوان از طرف فدراسیون پدرم این شانس رو از من گرفت ، بگذریم . ولی با ورودم ب دبیرستان بخودم اومدم و میخواستم درس بخونم تا شاید واسه خودم کسی بشم و مثل پدرم نخوام این همه سختی رو تو زندگیم تحمل کنم از این رو 180 درجه عوض شدم و بر عکس دوران ابتدایی و راهنمایی که همیشه توی کلاس میز آخر مینشستم (که البته اونم واسه خاطر قدم بود ) و حواسم پرت میشد و بازی گوشی میکردم تصمیم گرفتم ک بیام و میز اول بشینم تا فقط حواسم به درس باشه . این کار من نتیجه داد و تونستم دوران دبیرستان رو در رشته برق با نمره های عالی ب پایان برسونم و در پایان دوره متوسطه با معدل کل 17،90 دیپلم بگیرم ولی بخاطر ناتوانی مالی خانوادم نتونستم دانشگاه برم ولی من بازم امیدم رو از دست ندادم و با یکی از دوستانم که توان مالی خوبی داشت توی همون سن 17 سالگی بعد از دیپلم یک مغازه لوازم الکتریکی راه انداختیم و قرار شد سرمایه از اون باشه و کار از من . اون توی مغازه بودش و جنس میفروخت و منم سفارشات برقکاری ک داشتیم رو میرفتم و انجام میدادم با اینکه درآمد من از طریق برقکاری ساختمانی خیلی بیشتر از فروش جنس درب مغازه بود ولی من تمام درآمدم رو می آوردم و با سود مغازه نصف میکردیم . من بسیار پرتلاش بودم و از کار کردن خسته نمیشدم ، عاشق کار کردن بودم و همیشه تلاش میکردم ک کارم رو به بهترین شکل ممکن انجام بدم . حدود دوسالی از این ماجرا میگذشت من حسابی توی بازار جا افتاده بودم و همگی منو بعنوان ی برقکار ساختمانی خوب میشناختن . در طول این مدت من با ی استاد کار لوله کشی گاز آشنا شدم و ازش خواستم ک منو بعنوان شاگرد خودش قبول کنه حدود سه ماه من صبحها شاگردی لوله کشی گاز میکردم و عصرها بعد از تایم کاری ب کارهای برقکاری خودم می پرداختم بعضی روزها میشد ک من 16 تا 18 ساعت کار میکردم و فشارکاری خیلی زیادی رو تحمل میکردم ولی چون واسه خودم هدف داشتم خسته نمیشدم . بعد از سه ماه من به تمام فوت و فنهای لوله کشی گاز آشنا شدم تا جایی ک دیگه استاد کارم کار رو بمن می‌سپرد و میرفت . من متوجه شدم واسه اینکه بخوام خودم بعنوان لوله کش شخصا کار کنم باید مجوز این کار رو بگیرم و از این رو باید شش ماه توی فنی و حرفه ای دوره میدیدم . پس من همین کار رو کردم شاید باورتون نشه ولی توی این شش ماه من گاها میتونستم در طول شبانه روز فقط سه ساعت بخوابم ، از یک طرف کلاس میرفتم از یک طرف لوله کشی و از طرف دیگه واسه کار برق خودم مجبور بودم تا ساعت 4 صبح کار کنم و هفت دوباره پاشم ک ساعت هشت دوباره سر کلاس باشم . بعد از پایان دوره شش ماهه من امتحانم رو با نمره کامل قبول شدم و تونستم مجوز کار لوله کشی گاز رو بگیرم . دیگه وقت سر خواروندن نداشتم در حالی ک فقط 20 سال سن داشتم (البته اینو هم بگم ک من از خدمت سربازی معاف شدم و هم مسئله کمک خیلی بزرگی بود ب سرعت موفقیتم ) تونستم ی شرکت خدماتی و تاسیساتی ثبت کنم و از دوستم ک مغازه الکتریکی رو با هم بنا کرده بودیم جدا شدم ، توی سن 21 سالگی من 25 نفر نیرو داشتم ک زیر نظر من کار میکردن با این وجود نمیتونستیم جوابگوی سفارشات کاری ک داشتیم باشیم من اینقده توی کارم موفق شده بودم ک باورش واسه خودمم سخت بود . درآمدم خیلی خوب شده بود و بخاطر اینکه وقت نمیکردم خودم بانک برم شبها پولارو به مامانم میدادم تا اون فردا صبح ب حسابم واریز کنه اینقده درآمد داشتم ک هضمش واسه ریس بان سخت بود ک چطور ممکنه هر روز اینقده پول بیاد و ب حساب یک جون 23 ساله واریز بشه تا جایی ک ریس بانک به مادرم گفت تا زمانی که پسرت نیاد و از نزدیک نبینمش دیگه ازت پول نمیگیرم .سخن کوتاه کنم من تا سن 25 سالگی صاحب سه تا خونه و پنج تا ماشین (البته چهارتاش باری بودن و واسه شرکت خریده بودم ) و ی حساب بانکی خیلی خوب شدم . توی سن 25 سالگی ب پیشنهاد خانواده تصمیم گرفتم ازدواج کنم و از یک خانواده اصیل و سرشناس زن گرفتم و خداروشکر از زندگیم بسیار راضی هستم . به پیشنهاد همسرم توی سن 27 سالگی دانشگاه رفتم و تونستم توی رشته الکتروتکنیک لیسانس بگیرم . در سن 31 سالگی خداوند بهترین هدیه زندگیمونو پسرم رو بهمون داد . توی سن 34 سالگی تصمیم گرفتیم واسه پیشرفت زندگیمون بخصوص آینده پسرمون ادامه زندگیمونوخارج از ایران سپری کنیم و الان دقیقا سه ساله ک ما کشور آلمان زندگی میکنیم و از زندگیمون خداروشکر بسیار بسیار راضی هستیم . امیدوارم ک داستان زندگی من واستون جالب بوده باشه . هدف من از نوشتن سرگذشت زندگیم این بودش ک آدم میتونه با پشتکار و تلاش ب هر هدفی توی زندگیش برسه . بهترینها رو واستون آرزو میکنم و امیدوارم ک همیشه تنتون سالم و افکارتون سلامت باشه



چند نکته از طرف سازنده برای شما

آنالیز تولد کاملاً رایگان هست و نیازی نیست هیچ هزینه ای پرداخت کنید.
معرفی آنالیز تولد به دیگران بهترین حمایت از تیم سازنده است.
آنالیز تولد رو فقط از طریق لینک birth.carbalad.com ببینید. مابقی راه ها مورد تایید ما نیستن.
اگر بعد از ثبت سرگذشت یا نظر درخواست حذف از روی سایت پاک را دارید از طریق ایمیل birthcarbalad@gmail.com به ما اطلاع بدید.

لینک های پیشنهادی


دسترسی دوباره به این لینک

birth.carbalad.com

آنالیز تولد همیشه از طریق لینک بالا در دسترس است، شما می توانید آدرس لینک بالا را یادداشت نمایید یا از آن اسکرین شات بگیرید و هرگاه خواستید آنالیز تولد و سرگذشت هم تولدی های خود را ببینید.

آنالیز تولد برای یک تاریخ دیگر