
حتما برای شما جالب است که از سرگذشت کسانی که تاریخ تولدشان دقیقاً با شما یکی است آگاه شوید! در ادامه سرگذشت هم تولدی ها را خواهید خواند. در صورت تمایل شما هم میتوانید سرگذشت خود را با هم تولدی ها به اشتراک بگذارید.
من اول مرداد بدنیا اومدم. معاون دبیرستان بودم بازنشست شدم برای همه عزیزان آرزوی سلامتی و شادی و موفقیت روز افزون دارم . شاد باشید مردادی های عزیز
سلام من فاطمه متولد یک مرداد ۱۳۵۰ هستم دوران نوجوانی وجوانی نسل مادر جنگ وکمبودهای زیادی گذشت ولی دوستی هایمان پراز لطف وصفا بود وهمدلی وگذشت حرف اول میزد تا دیپلم درس خوندم بیست سالگی ازدواج کردم دوتا دختردارم هردو ازدواج کردن خدارو شکر با همه کمبودها از زندگیم راضی هستم
چه سایت جالبی لذت بردم ، قلبم به طپش درآمد که جزییات زیست مرا گفت ،اما ایکاش حکایت و روایات دهه ۵۰ ها جایی ثبت می شد، دوران خوش آزادی را ندیدیم ،نه دلبری کردیم و نه عاشقی، تا آمدیم خود را بشناسیم جنگ شد و زود هم شوهر مان دادند ، وقتی نوشته بود وقایع نوجوانی شما ، من یه پسر داشتم . کدام نوجوانی؟! که در چرخ دنده های روزگار بی مروت خرد شد. چقدر دلم خواست این این افراد دورهم جمع می شدند من اقامتگاهی دارم در شهر بهبهان ایکاش میزبانان بودم تا از نداشتن ها و محرومیت هایمان و موفقیت هایی که آسان بدست نیامد گپ بزنیم. از این سایت جالب لذت بردم و تمام روزم را ساخت
درود بر مردادیهای گرامی. من وحیده هستم یک مرداد ۵۰ متولد شدم . دوران ما دهه پنجاهی ها فراز و نشیبهای زیادی داشته انقلاب و سختیهای بعد جنگ و ....و خیلی چیزای دیگه. اما بنظرم با وجود اینهمه سختی دوران خیلی خوبی هم داشتیم مثل صفا و صمیمیت دهه ی خودمون. من تا مقطع کارشناسی درس خوندم و ازدواج نکردم و تنها زندگی میکنم و راضی هستم. برای همه هم دوره ای هایم آرزوی موفقیت دارم.
عشق و نور خداوند بر مردادیهای عزیزم.مردادیها عشقن.به کم راضین.من جعفر هستم،اول مرداد۵۰.از زندگیم نه راضیم نه ناراضی.از سن،اگر اشتباه نکنم ۱۲ سالگی بر اثر سرماخوردگی بیماری آسم (تنگی نفس) گرفتم و تا الان دارم با این بیماری میجنگم و با کمک خداوند شکستش میدم و اجازه نمیدم منو ضربه فنی کنه.س تا بچه دارم و مجرد هستن .خیلی دلم تنگ شده،توی خانواده احساسِ تنهایی میکنم.کسی درکم نمیکنه،حتی بچه هام
سلام به همه مردادیهای عزیز منم خیلی فراز و نشیب توی زندگیم داشتم ارشد حسابداری دارم با تمام وجود خدا رو شاکرم ومیدونم همه مردادیها موفق هستد وبهترینها رو براتون ارزومندم
سرگذشت من ..دیگه گذشت....چه فایده ای داره..ک چطورگذشت...خدای خوش نگذشت...وووو...ووو...ادامه داره.جبهه جنگ..برادرم و خواهرزاده ام ...شهید شدند...انواع گوناگونی مصیبت...از کجایش شروع کنم
سلام من تاریخ تولدم در شناسنامه اول مرداد تازه می فهمم که اشتباه چون اسمم گذاشتن رجب که ماه بعدی میشه چقدر به خاطر این اسم خجالت کشیدم
سلام من حسین هستم سال ۷۰ رشته حسابداری دانشگاه آزاد قبول شدم در حال حاضر کارمند دادگستری هستم کارشناسی ارشد رو درسال ۹۵ گرفتم متاسفانه سال ۶۲ پدرم را از دست دادم در سال ۹۵ هم مادر م رو مادرم درسال ۱۳۸۶ متاسفانه متاسفانه همسران دچار بیماری سرطان شد از اون موقع تا حالا ۴ بار بیماریش عود کرده هر بار پرتودرمانی و شیمی درمانی دارای دو فرزند دختر ۲۰ و ۶ ساله هستم دوران کودکی خوبی نداشتم و همچنین دوران جنگ که همیشه مارش جنگ گوشمو بود ولی خدا رو شکر هیچوقت روحیه خودم رو حتی در بدترین شرایط از دست ندادم و توکلم به خدا بوده و هنوز هم هست و خواهد بود خوشحالم از اینکه میبینم هم تاریخ تولد آیم نظر دادند . ما نسل فنا شده هستیم
سلام من متولد این تاریخ هستم دوران جنگ رو دیدم دوران ترور خیلی از شخصیتهارو دیدم سختی هم زیاد کشیدم ولی دوران خوش هم داشتیم حتی توی بمباران که میرفتیم توی پناهگاه و دعا میخوندیم تا اوضال آروم میشد ادمای بی قید و بی خیال و تنبل وتن پرور نبودیم برای همین تجربه زیاد به دست آوردیم خوشحالم که همون اعتقادی که دهه ۵۰ به بعد داشتم رو دارم وحتی پایبندتر هم شدم و هنوزم سعی میکنم بهتر باشم چه اخلاقی چه فرهنگی چه دینی وهرگز فکر نکردم چون امکانات بهتر و بیشتر شده فقط باید رنگ و قیافه عوض کنم وطبق مد پیش برم بلکه از این امکانات در راستای کمال و انسان بودن استفاده کردم تمام دنیارو هم داشته باشی و به دنبال زیباییهاش هم بری و به دستشون بیاری آخرش خوراک چندتا حشره و خزنده ایم پس بهتره به چیزای بهتر برسیم امیدوارم همه مون عاقلت بخیر باشیم.
سلام اول مرداد هستم دوران کودکی خوبی داشتم ولی دوران جوانی جنگ و ترس بود اهل تهرانم دوتا فرزند دارم خدا رو شکر داماد دارم و دوتا نوه خوشگل دارم همسرم خوبه مهربونه و خدا رو شکر زندگی خوبی دارم ..من بیمارستان فرح به دنیا اومدم و اسمم فرحناز گذاشتن
سلام به همه شما عزیزان دوران سختی را پشت سر گذاشتیم هممون جنگ و قحطی و بدبختی و بی پولیو بی کاری و... عمرمون رو به اتمام هست و هنوز طعم شیرین زندگی را نچشیدیم.
سلام به همه مردادی ها منم یکم مرداد ۵۰ خیابان مولوی تهران بیمارستان فرح ساعت ۷ونیم صبح هستم کلاس دوم بودم انقلاب شد صف نفت و کپسول گاز و .......شروع شد بچگی که اینطوری گذشت نوجوانی از اون بدتر قصه درازه قصه پر غصه یک ماه بازنشسته شدم اوضاع بد نیست تا ببینیم آینده چی داره برامون (جلال)
چه جالب ! فقط اول مرداد ۵۰ اکثرا نوشتن معمولا بقیه کم نوشتن .
سلام با افتخار منم یک مرداد بدنیا اومدم وعاشق هرچی مردادیه هستم منم بنوبه خودم سختی ها ی زیادی کشیدم تا چشم باز کردم خودمو بشناسم جنگ بود و جنگ در سن ۱۳ سالگی منو شوهر دادن از ۷ سالگی قالیبافی کردم بعداز دو تا ازدواج نا موفق الان با پسر معلولم که از ازدواج دومم هست و یک دنیا مشکل سر راهمه بازم خداروشکر میکنم سعی کردم تو زندگیم مثبت فکر کنم و تا حالا کار کردم و با وجود کلی برادر و خواهر از هیچکس هیچ انتظاری نداشتم و ندارم رو پای خودم بودم فقط امید و توکلم بخدا بوده پر انرژی ترین ، با مسئولیت ترین و مهربان ترین ، و قانع ترین و بخشنده ترین مخلوق خدا ، مرداد ماهی جان با تمام وجود عاشقتونم که با اون همه نا ملایماتی که سر راهتون بوده هیچوقت نق نزدید و امیدوار بودید بلطف خداوند من بشخصه حضور خدارو تو زدگیم بارها و بارها دیدم دوستتون دارم
سلام منم مرداد ماهی هستم درسال ۶۶ رفتم جبهه بعد ازجبهه مریض شدم تا حالا یه روز خوش ندیدم ازدواج کردم تاامروز فرزند نصیبم نشد
سلام هم تولدی های خودم تا دوران نوجوانی یه طوری گذشت. ولی از ۱۵ سالگی به بعد سال ۶۶ بسیجی شدم و سال ۷۰ بعد از گرفتن دیپلم ازدواج و سربازی که حاصل ازدواج تا سال ۷۲ یه دختر خانم هست که الان ازدواج کرده و به مادر نمونه هست و یه پسر ۷ ساله داره. بعدش دانشگاه و بعد از فارغالتحصیلی سال ۷۵ سرکار تهران رفتم که خدا یه پسر به ما داد ولی ۱۴ سال بعد خدا ما رو مورد آزمایش الهی خودش قرار داده که پسرم فوت کرده و پدرم یکسال بعد اونم ما رو ترک کرد. ولی قربونش خدا برم دو سال بعد خدا یه پسر دیگه به ما داد که الحمدالله الان ۷ سالشه و با نوه دختری ام بازی میکنه. الان هم خدا رو شکر. نیم قرن از زندگی من دارم تموم میشه و عاشق خانواده و زندگی ام هستم. والعاقبه للمتقین
من 3 فرزند دارم و 2نوه زندگی خوبی دارم قلب مهربونی دارم و با همه کنار میام پدرم رو در سن26سالگی از دست دارم زندگیم رو دوست دارم و خوشبختم
ماییم نسل سوخته
سلام علی هستم سلامی گرم به تمام مردادی های مهربون میدونم همتون ساکت و دوستدار صلح و ارامش هستین من هم مثل بقیه همینطوری هستم ولی از دورانمون بگم که واقعا از نسل سوخته که چیزی نیست از نسل خاکستریم ما این کرونا امد تازه شدیم خاکستر تو باد بمیرمت شکسته دل چه بیصدا شکصت دوستدار مرداد ماهی تان علی فضلی از تهران
سلام به همه مرداد ماهی های عزیزآری همه ما متاسفانه یه دوره از زندگیمون دستخوش لحظات بسیار تلخ جنگ وبمباران شد من در سن ۹ سالگی توی حیاط خونمون با چشمای خودم میگ عراقیو دیدم روبه پایین اومد بمباران کنه که خدارو شکر هواپیمای ایرانی رسید ونزاشت وگرنه الان من زنده نبودم خدارو شکر زندگی خوب ، همسر وفرزندان خیلی خوبی هم دارم برای همتون آرزوی سلامتی در این شرایط کرونایی دارم
با سلام من هم مثل خیلیهای دیگه زندگی پرفراز و نشیبی داشتم در 14 سالگی پدرم فوت شد و مسولیت 3خواهر و 3 برادر کوچکتر بعهده من افتاد و اقوامی که همه بعنوان سرپرستی ما رو به بیغاری استعمار میکردن ولی خدا رو شکر میکنم که حتی کوچکترین اعضا خانواده که خواهر 3 ماهه ای که مرحوم پدرم رو ندیده بود الان فوق لیسانسش رو گرفته و چندین سمت عالی داره و نتیجه عمر خودم هم دو پسر که بزرگه دفتر بازرگانی داره و کوچکه هم دانشجو رشته حقوق میباشد اگه از لحاظ مالی چیز آنچنانی ندارم خدا رو شکر میکنم که از دعای مادرم دو فرزند خوب تحویل جامعه داده و همسری دارم که عاشقانه همدیگر رو میپرستیم و همینک که مینویسم چندین بیماری حاد دارم اما به لطف خانواده ودعای مادر همه چیز خوب و تحت کنترله امید که همه مردم جهان در هر کیش و آیینی زندگی خوب و پر ثمری داشته باشند و فرزندان صالح که هیچ چیز بهتر از سلامتی و اولاد خوب نیست به امید حق
سلام سعیدی هستم ظاهرا هر چی اتفاق تاریخی سرنوشت ساز بوده تو دوران ما اتفاق افتاده و فقط ضررش متوجه ما شده نسل سوخته به ما میگن
سلام بطبع منم مثل ده پنجاهی های محترم جزو نسل سوخته ایم ،نه از اون دوره چیزی فهمیدیم و نه ازاین دوره که همش جنگ و تنشهای دیگه اما ما مردادیها دلمون خیلی بزرگه با گذشت و مهربونیم و کینه ای نیستیم.
فقط دوران کودکی عالی بود.اما سن بلوغ بعد از حمله عراق و بمب باران ها همش به فکر مرگ و میر بودیم.همش عزاداری وتعطیلات بدلیل شهادت ها بود. برنامه ها ی تلویزبون و کارتون هاشم غمگین، دوران راهنمایی و دبیرستان شاد نبودیم.کنکور سختی گذراندیم. تورم رو به بالا بود و انبارها یمان پر از آذوقه بود.
سرگذشت من هم توی جنگ رقم خورد به ارزو وهدفی که داشتم نرسیدم تا بخودم امدم دیدم نه بچه گی کردم نه نوجوانی ازدواجی ناموفق که حاصل اون یک پسر ودوختر که حاضرم جونمو براشون بدم تنها چیز خوشایند رندگی این سه فرزند...فاطمه نیک پور
متاسفاته کودکی و نوجوانی من در زمانی طی شد که کشور دستخوش انقلاب و بعد جنگ عراق بود یعنی واقعا بدشانس ترین ادما بودن نسل ما.جوانی ماهم دردورانی بودکه از ترس حجاب و نوع رنگ لباس میترسیدیم ازخونه دربیاییم .درحال حاضر هم که اینه اوضاع مملکت و زندگیمون . هیچ جای قشنگی تو زندگیمون نبوده و نیس متاسفانه مگر راهی پیدا بشه یاازین کشور بریم یا معجزه ایی رخ بده مملکت درست بشه که حداقل دوران پیری باارامش بگذره و بمیریم
محمدرضا هستم ..ما دهه پنجاهی ها خصوصا مردادی ها همه نوع ناملایمات رو تجربه کردیم . تا اونجایی که از خودم شناخت دارم توقع ماها از زندگی زیاد نبوده .بیشتر ماها آدم های مهربون و از آدمهای پرحرف خوشمون نمیاد .دوست داریم کارامون بدون سروصدا انجام بدیم .از ناراحتی دیگران غمگین میشیم و از ظلم و بیداد متنفرم
سلام.منم واقعا تو زندگیم سختی زیاد کشیدم و تو این سختیها خدارا شکر چون از زندگی توقع بالایی نداشتم نتیجش مثبت بود بحمدلله رفاه نسبی حاصل شده و الانم از زندگیم راضیم.رسول
از بچگی سختی ها همراه بود و سنگ صبور . با تلاش، تلاش ووباز تلاش و پشتکار بر مشکلات غلبه کردم . دائما به فکر کمک به افراد نیازمند هستم و خدا را شکر هیچ دلبستگی به مال دنیا ندارم وعاملي است که سبب شده طمع نداشته باشم. از زندگی مشترک ام به دلیل بي درک و فهم و شعور ی همسرم لذت نمی برگ و فقط تحمل می کنم.
فقط ی چیزی رو باور دارم ک ما نسل ۵۰ ایی ها نه سر پیازیم نه ته پیاز وسط پیازیم متوجه شدی وسط پیاز اگر کسی وسط پیاز باز کنه چشماش ک هیچ ته دلش هم می سوزه نفهمیدیم چطور زندگی گذشت یادمه ب خودم اومدم ب خاطر پوشیدن جوراب سفید از صف کلاس بیرون کشیده شدم و روسری هایی ک فکر کنم دو متر در دومتر بود ک کنکن می گفتن انداختن رو سرمون و تا ساعتها اون روسری ک شبیه ملحفه بود رو با خودمون حمل میکردیم زمانی نگذشت تو گوشه اتاق و پناهگاه تو وسط کوچه پنهون میشدیم زندگیمون جای موسیقی آرامش صدای آژیر بود فرقی نداشت قرمز بود یا سفید و گاها زرد نفهمیدیم ثروت خوبه یا علم خونه مادر بزرگم وایفا و مبل نبود ولی هرچی بود صفا بود حالا بعد از این گذشت عمر باز هم نمیدونم کجای این زندگی هستم ولی هرچی هستم ب مردادی بودنم افتخار میکنم چون واقعا مردادی ها ی دونه آن دم همه مردادی ها گرمه گرمه گرم
رضا هستم زندگی خوبی ودراسایش هستم وهمسری فداکاروفرزندانی مهربان دارم دستم اصلا نمک ندارد همه میخواهند از سو استفاده کنند
سلام به همه ی هم تولدیهای عزیزم که تا چشم باز کردیم سختی و جنگ رو تجربه کردیم من الان به آخرای سنوات کاریم نزدیک شدم و تا چند ماه دیگر بازنشستگی روتجربه می کنم انشاالله
مرتضی هستم از گراش یادش بخیر چه روزای خوب و بدی که سپری کردیم برای همه احوالات خدا را شکر شکر شکــــر