
حتما برای شما جالب است که از سرگذشت کسانی که تاریخ تولدشان دقیقاً با شما یکی است آگاه شوید! در ادامه سرگذشت هم تولدی ها را خواهید خواند. در صورت تمایل شما هم میتوانید سرگذشت خود را با هم تولدی ها به اشتراک بگذارید.
من متولد ۱ اردیبهشتم با تمامی سختی هایی ک در دوران زندگیم داشتم ولی در همه حال معتقدم ک خدا بامنه ومنوخیلی دوست داره .متاسفانه ازدواج موفقی نداشتم ولی دو دختر ۲۴ و۱۵ ساله دارم ک تمام تلاشم رو برای موفق بودنشون کردم . در حال حاضر مدیر مدرسه ابتدایی ام با ۳ تا مدرک ارشددانشگاهی و همیشه دار قالی بافی توی خونم بوده و در کنار شغلم یه قالی باف استاد هم هستم . اگه برگردم عقب فقط ازدواجم روتغییر میدم یااصلا ازدواج نمی کنم چون معتقدم هیچ مردی قدر یه زن اردیبهشتی رواونجوری ک باید نمیدونه .
سلام .من جزرنج و بدبختی چیزی ندیم .پدرو مادرم بدترین های زندگیم بودن تاحایی که برادرم هم خودکشی کرد و برادر دیگرم هم فوت شد و۲برادر نامرد دیگرم هستند که کاش آنها نبودند.با بدبختی درس خواندم.همش مادرم میگفت دختر نباید درس بخونه کاش....
من هم متولد2/1/ 58اردیبهشت هستم تا سوم راهنمایی رو خودم پدرم دیگه نزاشت برم مدرسه مادرم گوشواره هاشو یواشکی پدرم فروخت ومن رفتم ارایشگری حالا نزدیک به 29 ساله ارایشگر هستم و اتفاق بدی که تو زندگیم داشتم فوت ناگهانی مادرم در اثر تصادف بود وبهتریق اتفاق زندگیم محمد شوهرم بوده ودوتا پسر هم دارم وهمیشه مدیون زحمات مادرم در آن زمان هستم
سلام هم سن های عزیز من فارغ التحصبل رشته مدیریت هستم با همسر مهربون و فداکارم تو دانشگاه اشنا شدم دو تا فرزند پسر دارم که ۲۰ و ۱۰ ساله هستن دو ساله مغازه باز کردم ادم متضبط و قاتون مداری هستم فوق العاده انتایم و بیزارم از تنبلی و بیکاری و بدقولی ،خداروشکر از زندگیم راضی ام چون خودم ادم با گذشتی بودم و برای زندگیم تلاش کردم
سلام خدمت هم تولدهای عزیزم من هم ۱ اردیبهشت ۵۸دبه دنیا آمدم از دقتی به دنیا آمدم با سختی بزرگ شدم پدرم از اول زندگیمون اخلاق خوبی نداشت ولی با این همه از درس خواندن دست نکشیدم تا ارشد رو تموم کردم و الان هم کارمند هستم بدترین اتفاق زندگیم سال ۸۸ اتفاق بود مادرم رو در یک حادثه از دست دادم بعد اون تنهایی نصیبم شد من هنوزم ازدواج نکردم دیگه از تنهایی خسته شدم همه خواهر و برادرها ازدواج کردند و هر کدوم ۲و۳ تا بچه دارند تنها سرگرمیم همین کارمه
سلام به کسانی که مهر را در دلها می کارند من در روز اول اردیبهشتماه سال ۱۳۵۸ در یک خانواده روستایی به دنیا آمدم خیلی خوشحالم که در این روز به دنیا آمدم ، زیرا هرچی که دارم با بقیه تقسیم می کنم و چند برابر آن برایم بر می گردد. با خانواده و دوستان مهربانم ولی بد جور هم عصبانی می شوم. با پشتکار و برنامه ریزی هوشمندانه و با زحمت اندک به اهداف خود دست پیدا کردم؛ دانش آموخته حسابداری هستم ، در بخشهای اجرایی و مدرس دانشگاه و در تهران هستم و از موقعیت خود راضی هستم آرزوی موفقیت دارم برای همه شما که قلبتان به اندازه من تپیده است. دوستان عزیز متولدین این روز خیلی خوش شانس هستند، مگر اینکه خوب موقعیت رو شکار نکنند!!! نکته و پیشنهاد؛ اگر کسی بتواند یک گروپ در تلگرام بزنه، خیلی خوب می شود و من عضو میشوم و استقبال میکنم
سلام به همه هم تولدی هام من مهی هستم بیجاراستان کردستان دنیااومدم خداروشکرقبل ازخدمت سربازی دوستهای عزیزی داشتم شش تارفیق بودیم صمیمی که یک دقیقه بدون هم نمیتونستیم دوام بیاریم ولی چرخ روزگارچهارتاازعزیزترین دوستانم روبردولی خداروشکرراضیم الان صاحب دوتاپسرویک زن مهربان وعزیزهستم ازدوردست تک تکتان رومیبوسم
سلام عرض هم تولدیهای عزیز، همیشه با خودم میگفتم کاش کاش یه برنامه ای یا یه جایی بو د که همسنهای خودم واونجا ببینم، ببینم شکل وتیپ وقیافه واخلاقشون چی به چی شده، پیش یه عده الان کدخدا وسن بالا وانتظارات، ازمون هست، پیش یه عده هنوز جونیم ودلخوش باشیم وولی عجیبه هر چند دوران کودکیمون جنگ بود وصدای اژیر رادیو وپناه بردن به زیر زمین مدرسه ولی باز لذت بخش بود، منم کرد مهابادم. هایده ومهستی وفتانه ومعین واین عزیزان. الان صدها تتلو جاشون وگرفتن ولذت یه اهنگ اون زمون نمیده، دوستتون دارم. انشالله این چند صباحی که مونده را خوش باید. من خوبم
سلام منم متولد 58/2/1 هستم یکی از خوش شانس ترین بنده های خدا و کارمندم درسته زندگی پرفراز و نشیبی داشتم 78/12/7 ازدواج کردم 80/5/25 بچه دار شدم و در 97/4/25 از همسرم جدا شدم پسر فوق العاده ای دارم که دانشجو دانشگاه اصفهانه و خودما خوشبخترین و خوش شانسترین بنده خدا میدونم
سلام به همه ی دوستان هم تولدی ... از اول زندگیم که چشم باز کردم خودمو دیدم و شناختم فهمیدم در یک خانواده شلوغ و اشتباهی بدنیا اومدم که کسی منو نمیخواست ... خیلی سختی کشیدم تا اینجا رسیدم ولی دلم میسوزه برای خودم که هیچ روز خوشی نداشتم ... وحتی از شوهر هم شانس نداشتم و جدا شدم... والان تنها با دخترم که ضربان قلبمه زندگی میکنم ... تنهاییم و با هیچ کس ارتباط نداریم ... کاش میتونستم کتاب زندگیمو بنویسم... کاش چرخ گردون روزگار خوش هم به ما نشون بده ... بهاری بودم ولی همیشه خزان و تنهایی نصیبم بود ... ببخشید دوستان دردو دلم زیاد شد با هم تولدی های ناشناسم... بهترینها رو براتون آرزومندم
سلام منم متولد یک اردیبهشت 58هستم توبیمارستان فرح تهران به دنیا آمدم سال 75ازدواج کردم 3تابچه دارم هچسرم نظامی هستش وخیلیم مهربون ودوست داشتنیه خداروشکر منم اززندگیم راضیم،،،،،،
به نام هستی بخش مهربان من از زندگیم راضیم زندگی پراز فراز ونشیبی داشتم. اما خدای مهربونم وخانواده عزیزم هرگز از من دست برنداشتند من با تحصیلات عالی خانه دارهستم که تنها حسرت زندگی من هستش اگر شاغل بودم دیگر هیچ رنجی نداشتم اما از خدای مهربانم بخاطر داشتن سه فرزند سالم وصالح وپدر ومادری عزیز مهربان وبزرگوار سپاسگزارم به شما عزیزان دلم هم میگویم که بخاطر سلامتی یتان همیشه از خدای مهربان سپاسگزاری کنید که بزرگترین نعمت دنیاست
باسلام من تو سن پنج سالگی پدرم رو از دست دادم وزندگی ماازهمان کودکی با سختیهای زیادی روبرو شد و الان ازدواج کردم وسه فرزند ویک همسر مهربان باخوشی زندگی میکنیم راستی من وهمسرم متولدين اول اردیبهشت 58 هستیم وبرای متولدین این روز آرزوی سلامتی و موفقیت وشادی دارم وهمیشه خدا راشکر میکنم به خاطرنعمتهایی که به من وخانواده ام عنایت کرده است
سلام دوستان من بچه شهرکردم یه جای خنک وسرد .حیاط خونه ما۱۰۰۰ متر بود با پدر بزرگ و مادر بزرگ و...پردرخت خیلی ها به خونه ما حسادت میکردن قدیمی و سر سبز.الان۲۰ ساله دیگه سر سبزی نیست واب چاهمون خشک شد پدر بزرگ و مادر بزرگ هم رفتن....
سلام به همه هم سن های عزیزم من هم به نوبه خود از راه اندازی این لینک ممنونم. خدا را شکر زندگی خوبی در کنار همسر و ۲ فرزندم دارم و معلم ابتدایی هستم . انشا الله همگی مردمان ایران در سلامتی کامل به سر ببرند و خوشبختی نصیب دلهای مهربانشان گردد. به امید روزهای بهتر
سلام من هم خوشحالم در این تاریخ پدرم به استخدام شرکت راه اهن در امدمن خانه دارهستم الان یک فرزند دارم وباهمسرم زندگی خوبی داریم اما سختی های دوران ما زیاد بود دنیا محل گذره ازخدا وند مهربان ارزوی سلامتی وشادی برای شما عزیزان دارم تامیتوانیم مهربان باشیم.
اولاً خیلی خوشحالم که شما هم با من در این روز به دنیا اومدید من هم در حال حاضر پرستارم و با دوتا بچه هام و همسرم زندگی خوبی می گذرونیم به امید روزای خوش برای تک تک شما عزیزان
سلام ،خدا روشکر زندگی خوبی در کنار همسر وسه فرزندم دارم از خدای خوبم تشکر میکنم
سلام .خدا شکر میکنم که تا این لحظه دارم زندگی میکنم هرچند که در زندگی مشکلات و ناراحتیهای داشتم ولی به لطف خدا و دوستان باحال زندگی خوبی دارم در منطقه جنوب کشور زندگی میکنم .ولی از بعضی از دولت مردان روزگار ناراحتم.عشقم سردار دلها حاج قاسم سلیمانی
باسلام .وبه امید شادابی وسربلندی براهمه شمادوستان عزیز امیدوارم هرچه آرزوی خوب دارید بهش برسید . وهمیشه سپاس گذارخداوند بزرگ هستم وباشید.
خداروشکرکه اطرافیانم خانواده م عزیزانم همه سلامتند واین یعنی خوشبختی
به دلیل به دنیا اومدن تو این تاریخ همیشه ناراحت بودم چون زمانی بود که باید جمعیت ایران زیاد میشد و جنگ ایران و عراق و زیرزمین و سنگر دویدن و از همون دوران ابتدایی کلاس ۴۰ نفره و میزهای ۴ نفره و بعد جنگ کنکور برای صندلی دانشگاه و تلاش برای پیدا کردن کار و در سن ۴۲ سالگی هنوز منتظر بیمه شدن و رسمی شدن هستم
سلام خدمت شمادوستان مانسلی هستیم که ازبدوتولدسوخته ایم واین همچنان ادامه دارد
سلام به همه زهراهستم خدارو شکر زندگی باوجود پست وبلندیهای زیاد وسختیهای مکرر بازهمچنان ادامه داره والان سرایدار حسینیه هستم باوجود اینکه فرزندی از وجود خود ندارم ولی بعداز21سال باهمسرم به تفاهم رسیدیم که فرزند خونده داشته باشیم وزندگی ساده وخوبی دارم شکر خدا الان زیر سایه امام رئوف ومهربانم برای فرج مولامون امام زمان ورفع کرونا دعا میکنم وارزوی سلامتی همه شماعزیزان رو دارم ودرپناه الله روزگار بکام
خدایا شکرت همه چی عالی و عالی و عالی .....همین که میتونم بنویسم و بخونم و نفس بکشم شکر خدا باید کرد
سلام مجید هستم از مشهد فقط اینو بگم که از کودکی تا حالا با مشکلات کوچک و بزرگ رو در رو بودم والان با دو فرزند خوبم و همسرم زندگی خوبی زیر سایه امام زمان دارم
من تا اومدم ووچشم باز کردم با دنیایی از مشکلات روبرو شدم و با وجود اینکه اطرافم همه بودن اما همیشه احساس تنهایی و یاس داشتم .اما چه کنم که بخت با من یار نبود و الان هم تنهام و با مشکلات دست و پنجه نرم میکنم بیمارم و نمیتونم واقعا توی جامعه برم بقیه عمرم هم داره بدون هیچ امید و هدفی و انگیزه ایی طی میشه .امیدوارم زندگی دیگه توی این سن روی خوش بهم نشون بده مگه من چه گناهی کردم .دارم تاوان چی و میدم .اما بازم شکر
سلام وقت بخیر به همه کسانی که متن من رو میخونن تا دهه ۸۰ خوب بود نسبتا ولی از دهه ۹۰ تا بحال عالی شده زندگیم و خدا را شاکرم انشاالله در ادامه همه سرنوشت خوب و عالی داشته باشن خودم و زندگیم هم در این دعا متذکر میشم
سلام..اینقدر طولانی هستش که باید از زندگی من چند تا فیلم درست کنن..ولی خیلی راضیم از زندگیم....از سر گذشتم...
از زندگی خودم راضی هستم وبه لطف خدا همه چیز به من داده از این داده هاراضی هستم هم ازبچگی وهم ازجوانی هم از الان به لطف خدا روبراه ست
من هم کودکیم از سن ۳ سالگی سوخت شد ، بخاطر تجاوزهای مکرری که تا ۶،۷ سالگی بهم میشد .. از طرف خانوادم طرد شده بودم و مورد علاقه شون نبودم .. کلا توی انزوا سر کردم .. بخاطر همین از مردا بیزار بودم ولی در سن ۳۸ سالگی ازدواج کردم صرفا بخاطر رهایی از تنهایی و شاید ترمیم روان داغونم ، وضعیت اقتصادی خیلی ضعیفی داریم .. الان یک فرزند دارم .. تمام تلاشمو میکنم که فرزندم روح و جسم سالمی داشته باشه ..
سلام از یزد هستم زندگی نسبتا خوبی داشتم و الانم هم از زندگیم راضی هستم ولی حیف چه زود گدشت
از زندکیم راضی هستم کودکی و نوجوانی و جوانی همونطوری برام گذشت که در ذهنم تصویر کردم تحصیلات عالیه دارم ازدواج خوب دو فرزند سالم دارم و کلا زندکیم خوب خداروشکر
سلام من حسین هستم ....خیلی عالی بود و جامع و زیبا .....خوشحالم که خلاقیت به خرج دادید با این برنامه و گذشته ی زیبا و قشنگ را جلوی چشمانمان بوجود آوردید ......انشالله که همه ی ایرانیان عزیز خوشحال و شاد و خرم در کنار خانواده باشند و هیچ کسی از مشکلات حرف نزنه .....البته مشکل در زندگی وجود ندارن همه ی مشکلات را به عنوان دست اندازهایی بنگرید که زودگذر هستند و دست انداز دیگری در پیش رو است .....زندگی زیباست ....انسانیت اگر باشد ....لطفاً اگر دستتان به ذهنتان میرسد به هم نوع و هموطن خود کمک کنید و تا میتوانید دست کسی را بگیرد و کمک کنید .....بهترین آدمها کسانی هستند که فقط به فکر خود نباشند ......و در آخر آنچه برای خود میپسندید برای دیگران نیز بپسندید .....شاد و پیروز موفق و پر روزی و سلامت باشید انشالله .....❤️❤️❤️❤️❤️
سلام مجتبی هستم از سیرجان.برنامتون عالیه.حیف که زود گذشت 40 ساله ام اما هیچی از زندگی نمیفهمیم با این مشکلاتی که داریم
سلام عزیزان.من بچه ی بسیار با استعدادی بودم دایم در تلاش تحقیق .لحظه ای ارامش نداشتم تا اینکه وارد مدرسه شدم ما ۷ تا فرزند بودیم ومن فرزند سوم بودمدر مدرسه همیشه شاگرد اول بودم ودر مسابقات رتبه می آوردم تا اینکه وارد دبیزستان شدم پدر ومادرم به درسهای خوب من افتخار میکردند اما دوست نداشتن درمنزل درس بخوانم فرهنگ ان زمان متفاوت بود کتاب هایم را توی حیاط پرت میکردند که بلند شو کارهای منزل را انجام بده مسیولین دبیرستان من را اولین گزینه پزشکی میدانستن اما با امدن خواستگارها همه چیز به هم ریخت وبعد از کلی گریه ومقاومت من در۱۵ سالگی ازدواج کردم با یک پسر روستایی زشت وبی فرهنگ.....در ارایشگاه اجازه ندادم ابروهایم را بردارن وتوی محضر هم نگذاشتم اسم شوهرم را در شناسنامه من بنویسند وبقیه دبیرستان را در مدرسه روزانه ادامه دادم دست خالی خانه داری و...قبل از کنکور با اسرار زیاد همسرم باردار شدم و....خلاصه درس تمام شد به خودم امدم استعدادم را صرف خانوادهام کردم همسرم را تشویق به ادامه تحصیل کردم ..الان همسرم کارمند واز بهترین مردهای فامیل است ۴ فرزند دارم یکی روانشناس دیگری در مدارس نمونه رشته تجربی میخواند فرزندانم در مدارس تیز هوشان تحصیل میکنن وواقعا موفق هستند خودم هم دوباره اذامه تحصیل دادم در رشته معارف اسلامی وبا انسانهای خیلی بزرگ اشنا شدم وفهمیدم راه درست استفاده استعداد برای کانون خانواده است .
کاش اصلا به دنیا نمیومدم نه بچگی نه نوجوانی نه جوانی خیر ندیدم از زندگیم خصوصاوقتی که توسن۷سالگی مامانم وازدست دادم بدون خواهر و برادری! همون موقع دردبه دری هام استارت خورد